بازدید از مجموعه آبشارهای تله زنگ و قایق سواری سد دز، راهپیمایی دره ارواح و روستای گردشگری پامنار
پنجشنبه 9 فروردين 97
ساعت 10:30 شب با يك ميني بوس هيونداي از دروازه تهران به سمت دزفول كرديم.
مسير حركت به سمت نجفآباد، داران، اليگودرز، درود، انديمشك و دزفول به طول تقريبي 580 كيلومتر بود.
جمعه 10 فروردين 97

7 صبح در پارك خانواده دزفول كنار رودخانه دز به صرف صبحانه نشستيم و بعد از برگزاری مراسم معارفه و آشنايي دوستان تصميم بر آن شد ابتدا از دره ارواح كه نزد محليان آنجا به «اشكفت زرده» یا «کول خرسان» معروف است بازديد كنيم.
مسير اين دره زيبا30 كيلومتر به سمت شمال دزفول و نزدیک به روستاي بيشهبزان است. 200 متر مانده به تابلو روستا جاده فرعي خاكي به سمت منبع آب رودخانه دز ميباشد.
10:30 صبح از ميني بوس پياده شديم و حدوداً سه ساعت در مسير پياده روي كرديم.
مشخص بود دره پيشتر مسير عبور رودخانه فصلي بوده و در برخي نقاط دره گسترده و در نقاطي تنها اجازه عبور يك نفر را مي داد. گرچه دره خشك شده بود اما در مناطقي گیاه پَر سياووش بر ديواره ها آب چكان بود كه زيبايي مسير را دو چندان ميكرد. اين دره در نهايت به رودخانه دز منتهي ميشود.
بعد از صرف ناهار مسير آمده را باز گشتيم و ساعت 6 مجدداً راهي دزفول شديم و در حياط بزرگ مدرسه نوساز بيبيگل اسكان گرفتيم.
هواي منطقه ابري و بسيار خنك بود و نياز به چادر احساس نميشد. هر چند وجود غبار و ريزگردها ساكنين شهر را از آسمان آبي محروم كرده بود.









شنبه: 11فروردين 97

ساعت4:30 صبح بيدار شده و ساعت 5:15 سوار بر يك ميني بوس بنز به طرف روستاي سرتنگ راهي شديم.
مسير حركت بعد از روستاي بيشهبزان تا روستاي نورآباد 45 كيلومتر ديگر ادامه داديم و از آنجا جاده فرعي خاكي ناهموار سمت راست را که 45 كيلومتر طول داشت را تا روستاي كوچك سرتنگ را طي كرديم (عبور از این جاده خاكي دو ساعت و نیم زمان گرفت).
پس از طي مسير چهار ساعت و نیمی، در روستا صبحانه مختصري صرف شد و با پیمایشی يك و نيم ساعتی به آرامي به سمت آبشار روان شدیم و حدود آبشار رسيديم.
ساعت 10:45 از روستای سرتنگ به سمت آبشار تله زنگ از مسیر پاکوب راهی شدیم، مسیر کاملاً آشکار بود و نکته قابل ملاحظهای از نظر فنی نداشت. دو شیب تند در مسیر موجود بود که به صورت پلکانی گذرگاه پاکوب داشت و تیم با آرامش و حمایت افراد فنی به راه خود ادامه داد.
تمام طول مسیر با پیکانهای آبی جهتنما توسط کوهنوردان منطقه علامتگذاری شده است که احتمال اشتباه در مسیر را به حداقل میرساند. پس از یک ساعت و نیم پیمایش در ساعت 13 به ابتدای آبشار رسیدیم. منطقه بسیار زیبا و دلنشین بود.
محلی ها میگفتند که امسال به علت کمبود بارندگیها مقدار آب آبشار به یک سوم تقلیل یافته است. اما باز هم آبشار زیبایی مسحور کنندهای داشت. تا ساعت 14:30 برای صرف نهار و استراحت از جانب سرپرست محترم اعلام شد. تنی چند از همراهان تنی به آب زدند. و سپس در ساعت مقرر به سمت روستای سر تنگ مجدداً حرکت کردیم.
ساعت 3 مسير آمده را بازگشتيم و 5:40 دقيقه سوار برميني بوس شديم. سرانجام ساعت 10 شب به مدرسه بازگشتيم و شب آرامي را سپري كرديم.


يكشنبه 12 فروردين 97

صبح با نشاطي را با صبحانه مفصلي كه خانم گوشه تدارك ديده بودند شروع كرديم كه شامل سرشير، مربا، فرني و شير برنج تهيه شده از شير گاو ميش بود كه در شهر دزفول بسيار معروف و پر طرفدار است.
بعد از بستن كولهها به سمت روستاي قلعه شاداب و پامنار به را افتاديم كه كمتر از يك ساعت با شهر دزفول فاصله دارد. مسير اين روستا 2 كيلومتر بعد از روستاي بيشهبزان به سمت چپ تابلو روستا قلعه شاداب آشكار ميشود. روستاي پامنار روستاي كوچكي مشرف به درياچه سد دز ميباشدكه چشم انداز بسيار زيبايي دارد.
بعد از ساعتي قايق سواري و شنا ساعت 1 بعدازظهر زير سايه چند درخت نخل كمي دورتر از درياچه ناهار خورده و با كمي جستجو محل مناسبي را با چشم انداز درياچه براي شب ماني پيدا كرديم و شب زيبايي را دوستان كنار همديگر در پاي آتش گذراندند.
دوشنبه 13 فروردين

باوجودي كه تصميم داشتيم صبح زود راهي اصفهان شويم زيبايي و آرامش منطقه ما را برآن داشت كه ساعتي درنگ كرده و صبحانه را هم آنجا صرف كنيم.
سرانجام ساعت9:30 صبح منطقه را ترك كريم و با تأخير به علت دو بار پنچري لاستيك و ترافيك روز سيزده بدر ساعت 11 شب سرانجام به اصفهان رسيديم.
دفتر باشگاه کوهنوردی دنا اصفهان